یوسف

وداع
نویسنده : یوسف موسوی - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٦

ای بالا ترین دستها...

در تمام لحظات پاک و لطیفی که قیصر و قیصرها خود را ذره ذره می‌نگارند بر تو...تمام وجودشان چشمی‌است که بر لحظه‌ی صعود به  تو دوخته شده...لرزان و اشک ریزان...پر از دلهره و استرس و اضطراب که...

آیا بر من آغوش خواهد شد؟؟؟

به لطافتت قسم بر ما خرده مگیر که خرد می‌شویم...غم ندیدنت در سالهای فراق استخوانمان را ترد کرده است...گاهی که بر تو می‌رسیم بیماری هستیم ضعیف و متوقع...

بیمار خود تیمار کن ای مهربان ای یار...

خطاهامان بگذار...نداهامان بشمار...و در جرگه اقربا بگمار....ای که امید تنها در تو معنا یافت.


comment نظرات ()